۴ سالگی خيال يار

دوستان عزيزم سلام ميلاد موعود رو بهتون تبريک ميگم(وبلاگ ما هم همش شده تولد35.gif) متنی رو که کمی پاينتر ميخونيد باران عزيز به مناسبت تولد ۴ سالگيه خيال يار نوشته  که برابر شده با ميلاد فرخنده ی منتظر ۱۷ شهريور ۴ سال قبل هم مصادف بود با ميلاد حضرت علی (ع)  اميدوارم همگی رهروی راستين اينان باشيم

ارادتمند شما خوبان دوست جون

------------------------------------

در ابتدا این فرخنده میلاد را به تمامی شما عزیزان تبریک و تهنیت گفته و بسیار خرسندم که این میلاد موعود با به گل نشستن وبلاگمان همراه گشته و این را به فال نیک گرفته و فرج مولایمان را آرزومندم .(التماس دعا)

امروز زاد روز خیال یار می باشد و گویی برای من تجدید خاطراتی است که تلخ ترین و شیرین ترین لحظه هایم را به همراه داشته است.

سالروز زمانی که خیال یار را به امید وصال پیوند دادیم و در اینجا از عشق و دوستی سخن ها گفتیم .

شاید انتخاب این تصویر خزان که زینت بخش وبلاگ خیال یار گشت در ابتدا بر حسب اتفاق رقم خورد ولی امروز یاد آور خزان عشقی است که هر گاه سردرگم در میان خاطراتم پرسه می زنم در تو در تويش صدای ناله ی احساسم را می شنوم.

همیشه خیال یار برایم امید وصال را به همراه داشته ولی امروز آرزوهای بر باد رفته ام را نظاره گر هستم.

تنها حضور او بهانه عاشقانه ترین خاطراتم و دلیل زیباترین لحظه هایم بود و او کسی بود که در لحظه لحظه هایم همراهم گشته بود تا عشق را بیابم .

شاید یاد نگاه او بود که نگاهم را با خورشید آشتی می داد و بهترین خاطراتم، خاطراتی است که با یاد او رنگ آمیزی شده بود. و درهای قفل شده قلبم تنها با کلید نام او به زندگی لبخند می زدند.

بعد از گذشت زمان کم کم حس می کردم که بر روی خاطراتم غبار دلتنگی و دوری نشسته است ولی این را نه از برای جدایی قلبهایمان تصور می کردم بلکه مشغله های زندگی را بهانه ی این حس غریب می دانستم. ولی آن هنگام که سبب این دوری را از دیگران خواستار شدم متوجه شدم که مدتهاست من آن کسی نیستم که شباهنگام نگاهم در بستر ماه  آسمان با او پیوند میخورد.

و آن زمان تلخ ترین لحظه های زندگی ام رقم خوردند وآن هنگام از درون شکستم چرا که عاشقانه و صادقانه ترین لحظه هایم را با او بودم.

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از بغض کوچک یک ابر نمی دانم

شاید به رسم عادت پروانگی امان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

آرزومند آرزوهایت

باران

 

17شهریور 85 سالروز 4 سالگی خیال یار

 

-----------------------------------------

گرچه اینجا یادآور خاطراتی است که تلخيش بيش از حلاوتش بوده ولی آشنایی و دوستی با شما عزیزان دلیلی گشت تا هر از چند گاهی من به وعده گاه قدیمی خاطراتم بیایم و دیداری با شما عزیزان تازه کنم. به امید بهروزی  شما عزیزان.

سبز باشید و بارانی

/ 23 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامانی هستی

خيالت ای يار کی ازسرم شود به در ؟؟؟؟ اين مامانی هميشه به يادته

مهديه

سلام . علی منو دوست داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مهديه

من واقعا گيج شدم . آخه چرا بايد داشته باشه ؟؟ گفته اگه باورم نمی شه از شما بپرسم !!! جلل خالق !

بابک

سلام حسين جون.دير اوومدم.اما تنبريک می گم ۴ سالگی وبلاگ خيال يار.هميشه شاد باشی.مثل هميشه محکم ميبوسمتو دوست دارم.دلم واست يه ذره شده بود

الاله

سلام وبلاگتون خيلی زيباست اميدوارم موفق باشين. به من هم سر بزن. يا علی

*...*venouse*...*

تفاوتهاي خون و اشك 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشك بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشك اول ميسوزه بعد بيرون مياد . 3.خون مال زخم جسمه ولي اشك مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشك خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشك بعضي وقتا مال خوشحاليه . 6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشك رو نه! 7.از جاري شدن خون، كسي خجالت نميكشه اما بعضيا از اينكه اشك بريزن خجالت ميكشن !

yalda

اگر روزی حس هایم به من بازگردند ... تهی خواهم شد از درک زندگی...

عباس

سلام وبلاگ قشنگی داری مخصوصا آهنگی که واسش گذاشتی خيلی خوشکله موفق باشی اگه می شه سايتی که آهنگ رو گذاشتی بهم بدی بدی ممنون می شم

عباس

سلام دوست عزیز مرسی که سر زدی. ببخشید که جواب محبتت رو دیر می دم یه چند روزی گرفتار بودم.شرمنده وبلاگ و مطالبت زیباست. موفق باشی. هميشه آرزو داشتم نويسنده بشوم.از آنهايي که همه کتابش را بخوانند و به همديگر بگويند اين پسرک کارش خيلي درست است... آرزو داشتم يک دختري هميشه کنارم باشد،حالم را نگيرد،دوستم داشته باشد فقط... آرزوي ديگري نداشتم ديگر مي بينيد؟ دنياي قورباغه زشت خيلي کوچک است حتي کوچکتر از مردابي که دارد درونش فرو مي رود

سودا

وبلاگت عاليه دوست خوبم به وبلاگ منم يه سر بزن قربونت