شبي از شبها تو مرا گفتي شب باش من كه شب بودم شب هستم شب خواهم بود شب گشتم به اميدى كه تو فانوس نظرگاه شب من باشي
">

وبلاگ خيال يار


خانه
آرشيو
پست الكترونيك






لوگو








شمارنده


Free Web Counter
Free Hit Counter




لوگوي دوستان


ياد ايام



لينكستان


رضا
تنديس
وروجک
باران مهر
عاشقانه ها
تمناي وصال
لولوي مهربون
خانم لولوي مهربون
ابرک قله نشين
تو در جان مني
طعم گس خورشيد
ماماني هستي
عشق بينهايت
حريم ياس



۱۳۸٤/۱۱/۱٩

حسين يا حوسين

دوست جونای گلم سلام

فرا رسيدن ايام سوگواريه سالار شهيدان رو به همتون تسليت ميگم

بی نظمی های اخير رو در اپ ديت ببخشيد ان شالله از اين به بعد ۲۴ هر ماه اينجا آپ ديت ميشه  البته به جز اپ بعدی که بعد از اربعين خواهد بود قصد داشتم يکی از غزلهام رو براتون بنويسم که ديدم اين متن زير که برگرفته از مجله ی طاوس هست مناسبتش بيشتره البته يه نکته ای من اضافه کنم و اون اينکه اين رو به همه تعميم نديد چه بسا حوسين هايی عارفانه عالمانه  و روحانی ادا ميشن ولی وای بر اون حوسينی که مصداق مطلب زير باشه

آنچه میخوانید فرقهایی است که بنده پس از مدتها تامل و مشورت بین "حسین "  و

" حوسین"  پیدا کردم.حال آنها را میشمارم تا خدای ناکرده "حوسین" را به جای "حسین(ع)" مظلوم و معصوم ننگریم .چرا که آنوقت " این ره که تو میروی به ترکستان است ". 

1-اول اینکه "حسین(ع)" یکی بیشتر نیست اما "حوسین" متعدد است یعنی هر مدّاحی برای خودش یک جور "حوسین" دارد تا آنجا که گفته می شود "حوسین" این مدّاح از "حوسین" آن مدّاح  بهتر است.

2-" حسین " نماز را ولو در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا میدارد ولی "حوسین" نماز صبح را فدای  شب بیداری حوسینی خود میکند.

 3-" حسین " انسان سازی  میکند و آدم میخواهد ولو یارانش خود را مصداق "وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید" میدانند اما "حوسین" به یارانش ذکر " من کلب حوسینم" را القا نموده و بیش از این هیچ!!!! یعنی اینکه کلب میخواهد و سگ پرورش میدهد.

 4-درد " حسین " حفظ دین و شرافت  انسانی است اما تمام مصائب "حوسین" خلاصه میشود در عطش و  سیراب کردن بستگانش.

 5-" حسین " را باید از مطهری ها و شیخ جعفر شوشتری ها شناخت ولی "حوسین" را میشود لابلای آواز و اشعار نا عالمان و نا عارفان جست و ای بسا اهل دین و معرفت شخصیتی مثل "حوسین" را قبول نداشته باشند   یا موهوم و ساخته خیال کج فهمان بپندارند. 

6-" حسین " همیشگی است و برای هر لحظه زندگی الگویی کامل است اما "حوسین" فقط ده روز از سال  خودنمایی میکند و بقیه سال بهانه ایست برای دور هم آیی دوستان قدیمی. 

 ۷-" حسین " هرگز خود را جای کسی جا نزد اما "حوسین" خود را جای " حسین " جا زده است.

 ۸-" حسین " تاثیر " یا حسین " را منوط به پاکی قلب و خلوص و اطاعت از خدا میداند اما "حوسین" میگوید :  هر چه میخواهد دل تنگت بکن  ولی " یا حوسین "فراموش نشود.

 ۹- دوستان " حسین " ناخودآگاه خون گریه میکنند اما دوستان " حوسین " خودآگاه خودزنی و مجلس گرمی می نمایند و خلاصه اعلی درجات قرب را کثرت کبودیهای سر و سینه میدانند و بس.

 ۱۰-" حسین " را میشود در همه قلبها جست  ولی " حوسین " مختص گروههای معدودی است که غیر از خود را فاقد حب اهل بیت می دانند و به طور ادواری دور هم جمع شده و با حرکاتی عجیب و نامأنوس وقت گذرانی میکنند. 

۱۱-با معیار " حسین " در هر زمانی میشود کربلایی و کوفی را شناخت ولی " حوسین " حامل چند اسم و واقعه است و بس .آنهم در ظاهر. 

۱۲-" حسین " سحرگاهان با ناله های آسمانی خود بر روی سجاده عشق حلقه اتصال شب روز میشود ولی  "حوسین " سحرها......
(سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی        تو که سگ نبرده بودی به چه کار رفته بودی)!!!  توضیح :ذکر آخر مجلس بعضی از مجالس حوسینی 

۱۳ – " حسین "مشعل دار عقلانیت الهی و عبودیت است اما " حوسین " بسیاری از کارهای خود را به  نام "عشق حوسین " توجیه میکند و همه مبانی عقلی و شرعی را کنار می نهد و تکلیف را از دوش  حوسینیان بر می دارد . 

۱۴-در ظهر عاشورای حسینی فقط صدای " الله اکبر ...حی علی الصلوه "شنیده می شود اما در عاشورای حوسینی نعره های " حوسین حوسین " به جنگ اذان می آیند. 

۱۵-عاصیان به مجالس " حسین " برای توبه و شفاعت میروند اما در مجالس حوسینی گنه کاران برای مجلس داری به نحو دلخواه قدم میگذارند .

 ۱۶-حرارتی که از " حسین " در قلبهاست << لن تبرد ابدا >> می باشد اما حرارت حوسینی پس از یک شور حوسینی فروكش کرده و مبدل به شب خاطره و تعریف جک و قهقهه می شود.

 ۱۷-همت مجالس حسینی کسب معرفت و شعور است ولی تلاش حوسینیان تنظیم بهتر صفها و همسانی  ضربات و بالا و پائین پریدن ها و شدت بیشتر شور.

 ۱۸-برای سوزاندن حسینیان موسیقی و آهنگ لازم نیست اما حوسینیها تا سبک نوحه معلوم نشود که  " پاپ "  است یا چیز دیگر حال خوشی پیدا نمی کنند.

۱۹-در مجلس حسینی اشک حرف اول را میزند اما در مجلس حوسینی نعره و فریاد.

۲۰-" حسین " حسینیت خود را حفظ نمود حتی زیر گام اسبها و خنجر کین دشمنان اما " حوسین " زیر ذره بین  معرفت و امام شناسی  خود را می بازد .

 ۲۱-" حسین " شخصیتی است جهانی و همه آزادگان او را مقتدای خود میدانند اما " حوسین " فقط موضوعی است برای بعضی از مجالس که نه تنها عمومی نیست بلکه مشروعیت آنها محل اشکال بسیاری از بزرگان است.

 ۲۲-در مجالس حسینی غریبه تازه وارد با آشنای قدیمی هیچ فرقی ندارد و در یک سطحند اما در مجالس  حوسینی تازه وارد ها مشکوکند و عجیبند و نباید در جایگاه قدیمی ترها  بایستند.

 ۲۳-" حسین " برای حفظ دین جدّش با فریاد رسای << یا سیوف خذینی >> به سوی شهادت شتافت اما  " حوسین "دین را به زیر ضربه های کج فهمان می فرستد تا خود بماند.

 ۲۴-عاشقان " حسین " خودشان را برای " حسین " می خواهند ولی مریدان درویش مسلک " حوسین" او را بهانه ای کرده اند برای خود خواهی ها و هوسهایشان .

 

و دوستان عزيزم آخرين کلام اينکه کسی که در محرم  ۶۱هجری در کربلا  بود" حسین بود نه  " حوسین ".

 

يه نکته موند که داشتم فراموش ميکردم حتمن همتون از ماجرای اهانت به رسول اکرم با خبريد در همين خصوص يکی از دوستان نامه ی اعتراض آميزی رو آماده کرده که برای  خوندن و امضاش ميتونيد به اين نشانی مراجعه کنيد همچنين اگه تمايل داريد از اصل ماجرا باخبر بشيد و با بينش کامل اقدام به امضای نامه کنيد در اين لينک ميتونيد نقاشی ها و کاريکاتور های بی شرمانه و وقيحانه رو ببينيد  و اين هم  امضای من در اين اعتراض يه نظر سنجی هم سی ان ان راه انداخته که در صفحه ی اول پرشين لينکش هست

 

برای بيان نظراتتون و ميتونيد از اين لينک استفاده کنيد

 

دوست همه ی شما و ارادتمند شما خوبان دوست جون (آتش دل)

 

باران

پيام هاي ديگران ()





خانه / آرشيو / ايميل


Designed by:
Hamed_BiDi@yahoo.com

www.hameddtm.persianblog.ir
آ©2004 All rights reserved for Omide Vesal